(خدا پرسید : میخوری یا می بری ؟!!! بی تردید گفتم : میخورم ... چه میدانستم آنچه که میخورند "حسرت " است و آنچه که می برند "لذت " !!!)
ابزار Ùx85تØxadرÙx83 زÛx8cباسازÛx8c Ùx88بÙx84اگ








برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
یه دختر توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله۲۲ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاکیه۱۰ نفر دنبالش هستن...
![]()
توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه ۱ نفر دنبالشه...
![]()
توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پینگ پنگه ۲ نفر هی از خودشون دورش می کنن
و به طرف مقابل پاسش میدن...
![]()
توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگیه کسی جرات نمی کنه از ۱۰ متریش رد بشه!
![]()
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
مرد آمد و دردی به دل عالم شد. از روز ازل قسمت زن ها غم شد.
در دفتر خاطرات حوا خواندم. جانم به لبم رسید تا آدم شد
مرد مجرد: مرديست كه فرصت بدبخت كردن يك زن را از دست داده است!
اگر مردي از شما پرسيد به چه دسته كتابي علاقهمنديد بگوييد به دسته چك!
به ياد داشته باشيد شوخي كردن با مرد براي او اين مفهوم را ندارد كه داريد به او جوك و لطيفه تعريف ميكنيد، بلكه آنها فكر ميكنند كه داريد به آنها ميخنديد و دستشان مياندازيد!
اگر مرد به قصد قهر، خانه را ترك كرد شما هم در را ببنديد!
بهترين راه براي وادار كردن يك مرد به انجام دادن كاري اينست كه به او بگوييد براي انجام آن كار خيلي پير است.
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
1_همیشه دوس دارن چیزی که نیستن باشن یعنی چی مثلا همیشه از همون بچگیشونم دوس دارن وقتی بزرگ شدن قهرمان بشن سوپرمن بشن بتمن یا شایدم spider man اما خدا میدونه که هیچوقت نمیشن تازه بعضی موقع ها از سوسکم میترسن(واقعا زشته)
![]()
2_همیشه دوس دارن از دخترا بد بگن در صورتی که در ظاهر اینجوریه و در باطن واسه اینکه یه دختر یاهمون دوس دخترشون حتی یه ذره هم از دستشون ناراحت نشه حاظرن هرکاری کنن.چرا چون همشون آخرشم به ما محتاجن و اگه ما نباشیم اونا هیچن. میمیرن (مگه نه؟)![]()
3_همیشه دوس دارن نشون بدن که به مامانشون وابسته نیستن اما هستن میدونید اینو از کجامیشه فهمید؟(هرکی ج بده جایزه داره)![]()
4_همیشه دوس دارن خودشونو خیلی غیرتی نشون بدن در حد لالیگا در صورتی که این غیرتشون فقط و فقط به خواهر و مادر عزیزشون لطمه میزنه مخصوصا خواهر بیچاره.( الهی خواهرای عزیز داغ دلتون تازه شدنه؟)![]()
5_همیشه دوس دارن یه وبلاگ باز کنن و توش ضد دختر بنویسن که این موضوع دوتا عاقبت داره 1_نمیتونن وبلاگ باز کنن و ضایع میشن.2_ وقتی وبلاگو باز میکنن متوجه میشن که چیزی برای نوشتن بر ضد ما ندارن (هه هه ه هه ه هه هه هه هه هه هه هه ه ه ه ه)![]()
و6_همیشه دوس دارن بعد از خوندن این متن به نویسنده فوش بدن ولی همون موقعست که به خواست خدا اینترنتشون قطع میشه و نمیتونن این کارو کنن.:-)
برچسب: ضددختر ضد پسر,
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج كه قصد نمیخواد!! پول می خواد كه تو نداری!
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
2- مامان و بابا همیشه به وجود ما افتخار می کنن چون ما خوب درسامونو می خونیم.
3- هر کسی میره مسافرت،برامون هزار جور لباس و کفش و گل سر و روسری میاره ولی واسه پسرا اگه خیلی تحویلشون بگیرن یه بلوز میارن.
4- اگه ابرو برداریم یا موهامونو رنگ کنیم یا گوشامونو سوراخ کنیم،کسی بهمون چپ چپ نگاه نمیکنه و بهمون نمیگن عقده ای.
5- حسرت این که شبیه پسرا بشیم رو نداریم.در صورتی که پسرا عین ما خودشونو درست می کنن شاید یه دختری بهشون نگاه کنه.
6- همه می دونن دخترا هیچ وقت خانواده شونو اذیت نمی کنن.
چند دلیل که پسرا از پسر بودنشون افسرده بشن:
1- حداکثر تغییری که می کنن بدون هیچ مشکلی می تونن سیبیل بذارن.
2- سالی یه دست لباس می خرن،چون هرچقدم یه لباسو بپوشن مامان و بابا حاضر به خریدن لباس برای اونا نیستن.
3- خودشونم می دونن دخترا بهتر از اونان.(اگه خود آدم یه چیزی رو قبول داشته باشه،آخرش معلومه.)
4- همیشه مامان و بابا از دست اونا سکته می کنن.(اینا حتی فیلما هم ثابت کردن.)
5- باید به تعداد موهای سرشون برن خواستگاری.
6- باباهای بیچاره باید براشون خونه و ماشین و سربازی و مدرک تحصیلی بخرن شاید یکی حاضر شد باش ازدواج کنه.
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان


ولی پسرا از هر 10000نفر یه نفر سرش تو ورقه خودشه
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان

خوابگاه دختران:این بینوا تو خوابگاه دخترا سکته کرده و به این روز افتاده (البته از صدای جیغ )

خوابگاه پسرها:جزای تجاوزکنندگان به حریم خصوصی
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان

گفتم : خسته ام گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *"از رحمت
خدا نا امید نشوید ."(زمر/53)گفتم:انگار مرا فراموش کرده ای
؟گفت:* فاذ کرونی اذکرکم*" مرا یاد کنید تا شما را یاد
کنم."(بقرة/152)گفتم: تا کی باید صبر کرد؟گفت:*وما یدریک
لعل الساعة تکون قریبآ*"تو چه می دانی ! شاید موعدش
نزدیک باشد"(احزاب/63)گفتم: تو بزرگی ونزدیکیت برای من
کوچک خیلی دوره! تا ان موقع چکار کنم؟گفت:*و اتبع ما یوحی
الیک واصبر حتی یحکم الله*" کارهایی را که به تو گفتم انجام
بده وصبر کن تا خدا خودش حکم کند.(یونس/109)گفتم: تو
خدایی وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک
است...یک اشاره کنی تمامه!گفت"*عسی ان تحبوا شیئآ وهو
شرّ لکم*"شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت
نباشد!."(بقرة/216)گفتم: انا عبدک الذلیل الضعیف...اصلآچطور
دلت میاد؟گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحیم*" خدا نسبت به
همه ی مردم مهربان است"گفتم: دلم گرفتهگفت: * بفضل الله
و برحمته فبذلک فلیفرحوا*" (مردم به چی دلخوش کردن؟) باید
به فضل ورحمت خدا شاد باشند)"(یونس/58)گفتم: اصلآ بی
خیال! توکلت علی اللهگفت:* ان الله یحب المتوکلین*"خدا
آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد."(آل عمران /159)
گفتم: خییلی چاکریم ! ولی این بار انگار گفتی که حواست رو
خوب جمع کن یادت باشه:گفت:* و من الناس من یعبد الله
علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ران اصابته فتنة انقلب
علی وجهه خسر الدنیا و الآخرة*" بعضی از مردم خدا را فقط
به زبان عبادت می کنند. اگر خیری به آنها برسد امن آ رامش
پیدا می کنند واگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان شوند رو
گردان می شوند . به خودشان در دنیا وآخرت ضرر می
رسانند."(حج/11)گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم
گفت:*فانی قریب*" من که نزدیکم"(بقره/186)گفتم: تو
همیشه نزدیکی من دورم کاش می شد به تو نزدیک
شومگفت: واذکر ربک فی نفسک تضرعآ وخیفة و دون الجهر
من القول بالغدو و الاصال *"هر صبح وعصر پروردگارت را پیش
خودت با تضرع و خوف و با صدای آهسته یاد کن"(اعراف)نا
خواسته گفتم: الهی وربی من لی غیرکگفت:* الیس الله بکاف
عبده*"خدا برای بنده اش کافیست"(زمر)گفتم در برابر این همه
مهربانیت چه کنم ؟گفت:*یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرآ کثیرآ
و سبحوه بکرة واصیلآ هو الذی یصلی علیکم و ملائکته
لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمومنین رحیمآ*"ای
مومنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح وشب تسبیحش کنید او
کسی است که خودش و فرشته هایش برشما درود می
فرستند تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون برند خدا
نسبت به مومنین مهربان است."(احزاب)گفتم:غیر از تو کسی
را ندارمگفت: *نحن اقرب الیه من حبل الورید*"از رگ گردن به
انسان نزدیکترم."(ق/16)گفتم: ...گفت: ...
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان

❤گفتم:میری؟
گفت❤:آره
گفتم:منم❤ بیام؟
گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.❤....
اشک❤ توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین❤ انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آورد
گفت❤:میری؟
گفتم:آره
گفت:❤منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفر
گفت❤:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ نداره
من رفتم❤ اونم رفت
ولی
اون❤ مدتهاست که❤ برگشته
وبا ❤اشک چشماش
خاک مزارمو❤ شستشو میده .
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان
همین که چشم خدا باز است به روی هر چه که پیش آید ![]()
ببین چه مرهم شیرینی ست برای تلخی و دشواری
به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی ، کاش
یکی از آرزوهای تو باشم !
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان

یک قطره ی بارانم و با شوق ببارم
جاری شدم از وسوسه ی دیدن یارم
غافل، که کمین کرده کویری به شکارم
"بگذار اگر این بار سر از خاک برآرم
بر شانه ی تنهایی خود سر بگذارم"...
از بی دلی ام در همه ی شهر هیاهوست
دل در پی دیدار تو آواره به هر سو ست
هر چند فراقت ز سرم کنده دگر پوست!
"از حاصل عمر به هدر رفته ام ای دوست
ناراضی ام اما گله ای از تو ندارم"...
با اینکه نرفتیم ره بوالهوسی را
آزار نکردیم همه عمر کسی را
دل تاب نیاورد به کشتن مگسی را
"در سینه ام آویخته دستی قفسی را
تا حبس نفس های خودم را بشمارم"...
ای دانه و دام و هیجان و قفس از تو
رفتی و نیاورد خبر هیچ کس از تو
شد زندگی ام دستخوش یک هوس از تو
"از غربتم اینقدر بگویم که پس از تو
حتی ننشسته است غباری به مزارم"...
صد مرتبه گفتم به تو ای آه جگرسوز
بر خرمن دل، آتش بیداد نیافروز
از این دل سودا زده ام صبر بیاموز
"ای کشتی جان حوصله کن، میرسد آن روز
روزی که تو را نیز به دریا بسپارم"...
هر بار نگاهت به سرم وسوسه ای کاشت
صد بار دلم را به زمینش زد و برداشت
یک عمر دلم حسرت آن حادثه را داشت
"نفرین گل سرخ به این شرم که نگذاشت
یک بار به پیراهن تو بوسه بکارم"...
دست از دلم ای ناصح بی عاطفه بردار
از طعنه دلم را به شب هجر نیازار
تنهام در این کشتی طوفان زده بگذار
"ای بغض فرو خورده مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی اش را بفشارم"...
جمهور سمیعی
برچسب:
نویسنده: جمعی از الافان